اینروزها شدت حملات مشکوک و بدون مخاطب حسن روحانی افزایش یافته است.
او مرتبا برای بیان منظورش دست به دامان کنایه و طعن و مثال زدن میشود.
اما صرفنظر از هدف اقای روحانی در شدت بخشی به این ادبیات مسبوق به سابقه ی ایشان، سوال مهم تری هم مطرح است و آن اینکه دلیل این رفتار رییس دولت یازدهم از منظر روانشناسی چیست؟
چرا حسن روحانی مستقیما نمیگوید که مخاطبش کیست؟ و منظورش از مثالهای نازلی که میزند چیست؟
درینجا برخی احتمالات روانکاوانه را درباره رییس جمهور محترم اهل سرخه بررسی میکنیم :
1- آیا ممکن است آقای روحانی برای اعلام نام مخاطبش ترس و واهمه ای داشته باشد؟ اما چرا باید یک رییس جمهور برای حمله به مخاطبان داخلی اش از کسی بترسد؟ مگر حرف ناحساب و غیرقانونی دارد؟
2- آیا ممکن است آقای روحانی برای رک حرف زدن و رک خطاب قرار دادن مخاطبش دچار خحالت و شرم باشد؟ بعید بنظر میرسد که ایشان خیلی معذور به حیا باشند. زیرا قبلا هم مخالفین خود را بی پروا به جهنم حواله داده ند.
3- آیا ممکن است آقا روحانی با ادبیات مبهم و حملات کور و بی هدف به اشخاص خیالی ، سعی در انحراف اذهان عمومی از مسائل مهمتری همچون خسارت محض برجام یا کارنامه مردودی دولت خود و یا ننگ نجومی ها داشته باشند؟ الله اعلم.
4- آیا ممکن است آقای روحانی در حال ایجاد فضای مصنوعی "نمیگذارند کار کنم" است تا کمی مانده به پایان دولت مستعجلش با یک استعفای تاکتیکی سر و ته قضیه را هم بیاورد؟
5- آیا ممکن است حسن روحانی ورود عنقریب احمدی نژاد به انتخابات را حس کرده و میخواهد در نبود هاشمی رفسنجانی قصه دوقطبی در انتخابات را پیاده کند؟
هرچه هست! حسام الدین اشنا اصلا مشاور رسانه ای خوبی نیست.
زیرا به کنایه و طعنه سخن گفتن - آنهم با این حجم و شدت- از سوی یک رییس جمهور (ولو کسی مثل حسن روحانی) به هیچوجه نشانه شجاعت و برحق بودن نیست.
والسلام
مهران موزون
95/12/9
برچسب:
نویسنده: الینا صالحی